فاجعه اسید پاشی به روی زنان که در
چندی پیش آغاز شده و به مرگ یکی از این قربانیان جهل و توحش انجامید، جامعه ایران
را بشدت تکان داد. تظاهرات وسیعی در چند شهر ایران از جمله: اصفهان و
تهران....در اعتراض به جنایت انجام گرفته
است. تا کنون و برطبق گزارشات دهها زن و
دختر جوان قربانی اسید پاشی شده اند که در
بیمارستان بستری اند. اما خبرها حاکی از آمار بیشتر می باشد.
این
سلسله خشونتها و عملیات وحشیانه علیه زنان از زمانی آغاز شده است که مجلس شورای اسلامی، کلیات طرح حمایت از «آمران
به معروف و ناهیان از منکر» را به تصویب رساند و بدین شکل عملیات جنایتکارانه
انصار حزب الله و ایادی شرور و چماقدار را همانند گذشته تحت حمایت خود گرفته است.
این چماقداران اوباش حتی اجازه یافته اند علاوه بر اینکه در خیابانها و معابر
عمومی به رعب و وحشت در میان مردم دست بزنند، بلکه اجازه یافته اند به سالن هتلها
هم برای شکار زنان راه بیابند.
این اعمال وحشیانه داعشی تصادفی نیست، مربوط به ددمنشی و دیکتاتوری یک حکومتی است، که بیش از سه دهه
است با ایجاد جو رعب و وحشت به زن ستیزی پرداخته و نیمی از جمعیت جامعه ایران را
که زنان باشد از حداقل ترین حقوق اجتماعی ساقط نموده است. اما در مقابل این بربریت
و خشونت زنان همیشه برای احقاق حق و حقوق خود درصف مُقدم بر علیه این جانیان به
مبارزه برخاسته اند. و تا به حال بهای سنگینی از زندان،
تجاوز، شکنجه، و اعدام برای آن پرداخته اند.
بویژه در بر آمد دو دوره جنبش توده ای در ایران زنان در قالب یک جنبش
اجتماعی نقش کلیدی و اساسی مبارزاتی ایفا نمودند. و بعنوان یک بخش عظیم نیرو در
این جنبش توده ای در سمت و سو دادن آن و رادیکالیزه شدنش تا جایی پیش رفتند که با
قرار گرفتن در کنار جنبشهای اجتماعی دیگر کلیت نظام جمهوری اسلامی را زیر سوال بردند.
اما مبارزه بر علیه جهل و خرافه داعشی های جمهوری اسلامی تنها به ایران ختم نشده،
اکنون که جنگی نابرابر در خاور میانه بر پا است و زنان مبارز کوبانی با تمام قوا
در مقابل بربریت داعش به مقاومت و مبارزه بر خاسته اند و آنها را وادار به عقب
نشینی نمودند، ادامه یافت. این حرکت عظیم یک باره در تاریخ جهان به تمام نظامهای
طبقاتی سرمایه داری زن ستیز نشان داد که یک جامعه آزاد بدون نقش و دخالتگیری زنان
از نظر سیاسی و اجتماعی به آزادی دست نخواهد یافت. این مبارزه زنان کوبانی اثری بس
شگفت انگیز در روحیه مبارزاتی زنان ایران که بیش از35 سال است که با حکومت داعشی
جمهوری اسلامی مبارزه می کنند داشته است. ترس و و حشت این رژیم سرمایه متوحش را
فرا گرفته است، که تاثیرات مبارزات زنان کوبانی بر زنان ایران تبدیل به جنبشی
فراگیر برعلیه جمهوری اسلامی شود. بهمین دلیل، در نهایت ترس و وحشت و زبونی به روی
زنان و دختران جوان اسید پاشیدند که این حرکت دقیقا با بریدن سر زنان و مردم عادی که
توسط داعشهای عراق و سوریه انجام گرفته است تداعی شده و فرقی با آن ندارد.
این حمله داعشی جایگاهی ساختاری در حکومت سرمایه مردسالار جمهوری اسلامی دارد. یعنی
جامعه و مناسبات اجتماعی_ اقتصادی ای که خشونت جزءِ ارکان آن است و مبارزه با خشونت
به زنان را باید در بطن خود مبارزه با
سرمایه داری جستجو نمود. این حرکت وحشیانه بر علیه زنان به عنوان نیمی از افراد
جامعه و بخش وسیعی از طبقه کارگر ایران یکی از مسائل مهم جنبش کارگری است. این
خشونت و توحش تنها مختص به زنان نیست، بلکه طبقه ایی را مورد حمله قرار می
دهد که امروز در یکی از سیاه ترین برُهه زمانی با بحرانهای
اقتصادی- سیاسی شدیدی که جمهوری اسلامی عامل آن است، دست و پنجه نرم می کند. دامنهی این
بحرانها که خود ماحصل تضاد روز افزون مناسبات کار و سرمایه است باعث گستردگی طیفی
وسیعی از نابرابریهای اجتماعی، بیکارسازیهای چند میلیونی، فقر و فلاکت، فحشاء و
اعتیاد و تعمیق تضادهای طبقاتی، تبعیض جنسی و زن ستیزی... شده است که در این میان
زنان نه تنها مجبورند شرایط بد اقتصادی را متحمل شوند بلکه رژیم هر زمان که خود را
در خطر می بیند برای ایجاد رعب و حشت اولین حملات وحشیانه خود را تحت لوای
"بد حجابی" به زنان آغازمی نماید. و آنها را مورد حمله و تهاجم قرار می
دهد اما این بار شدت آسیب و ستم به زنان
بقدری جدی و دردناک است که واکنشها و حرکتهای وسیعی را در شهرهای مختلف ایران و
همچنین در خارج ایران برانگیخته است.
شکی در این نیست
که طبقه کارگر ایران بخوبی آگاه است که زنان از نظر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نقش
حیاتی و اساسی در پیشرفت جامعه بشری دارند، علت این نابرابری و ستم بر زنان که ناشی
از روابط کار و سرمایه می باشد به این سیستم مزدور و زن ستیز این اجازه را داده که ستم جنسی و طبقاتی را بر علیه زنان هر روز
تولید و باز تولید نموده و باعث دگرگونی جایگاه زن و تنزل موقعیت اجتماعی وی گردد.
کارگران ایران از این وحشیگری و سرکوب زنان منزجر اند! آنها منزجراز اسید پاشی
به روی زنان بوده و بانیان این جنایت علیه زنان را که دیکتاتوری مذهبی سرمایه جمهوری
اسلامی است را قویا محکوم میکنند.
این
که ستم جنسی و مردسالاری با ضرورت های سیستم سرمایه داری به اشکل مختلف همراه
است و شکاف جنسیتی در سازمان اجتماعی کار در سرمایه داری، با تاکید ویژه ای
در مورد کشوری چون ایران، در جهت افزایش سود سرمایه نه تنها تداوم می یابد بلکه
تقویت نیز می گردد رازی نیست، و این نیز عیان است که پراتیک و عکس العملهای جنبش
کارگری نسبت به امر ستم و تبعیض جنسی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.
اگر چه ستم بر زنان ریشه در بهره کشی
طبقاتی دارد و منافع عظیم اقتصادی و مادی در پشت این نوع روابط و ارزشهای
غیرانسانی و بعضاً مرد سالارانۀ آن پنهان است و باز هم اگرچه جنبش زنان و جنبش
کارگری ماهیتا" با هم در ارتباط بوده خاستگاه و سرنوشت آنها یکی است، و بر
این مبنا است که، هر دو جنبش از این پتانسیل برخوردارند که در اتحاد و همبستگی با
هم، صدای خود را علیه استثمار و این وحشیگری داعشی قوی تر و رسا تر سازند.
جنبش کارگری دفاع ازحقوق زنان و حمایت
از حقوق برابر را در سرلوحه خواسته ها و مطالبات خود دارد و از اعتراضات و
گردهمائی ها در دفاع از زنان پشتیبانی میکند. فعالین جنبش زنان ضروری است با جنبش
طبقۀ کارگر مرتبط و متحد شوند و علیه ارتجاع حاکم یک دست به مبارزه بپردازند. تشکل
یابی و ایجاد ارتباط بین فعالین سوسیالیست جنبش زنان و جنبش کارگری میبایستی از
وظایف هرروزه فعالین سوسیالیست کارگری و فعالین جنبش زنان باشد.
بر مبنای این ضرورتها است، که انتظار میرود تشکلهای کارگری
و طبقه کارگر با یک دید طبقاتی به این مسئله نگاه کرده و با اعلام همبستگی و محکوم
کردن آن طی اطلاعیه ها و بیانیه هایی در صف اعتراضی و گسترده مردم ایران حضور
یافته و
با نيروى خود بتوانند بر
این توحش و بربریت جمهوری اسلامی افسار زده و با قاطعیت تمام آن را افشاء نمایند.
با تمام توان توحش و بربریت
داعشی های جمهوری اسلامی را افشاء نمائیم!
سرنگون باد رژیم جنایتکار سرمایه
جمهوری اسلامی!
اکتبر 2014
کانون سوسیالیست های
کارگری